الشيخ فاضل اللنكراني

140

اخلاق فاضل (فارسى)

وقتى زندگى افراد و شخصيتها را - چه شخصيتهاى ارزنده و مورد احترام و قابل تقديس و چه افرادى كه عمرى را به عيش و نوش و در مسايل مادى گذرانده‌اند - بررسى مىكنيم ، دو ديدگاه براى ما بوجود مىآيد : با ملاحظهء مجموعهء زندگى انسان شايسته اى كه عمرخود را در تقوا ، پاكى ، طهارت ، خدمت به خلق ، تبليغ ، ترويج تأليف ، تدريس و خدمت به اسلام و مسلمانان صرف كرده ، مىگوييم : عجب انسان عاقلى بوده است ! اما اگر شخصى به خاطر عدم تهذيب نفس ، عمر محدود خود را در لذتهاى مادى زودگذر - كه هركدام از آنها با ناراحتىهايى نيز همراه است - سپرى كرد ، مىگوييم : عجب انسان بى توجّهى بوده است ، به جاى اين‌كه عمرش را در مسايل معنوى صرف كند و خودش را وقف خدمت به اسلام و مسلمانان كند ، با روى آوردن به دنيا بدون اين‌كه به هدف مورد نظرش رسيده و لذّت مورد انتظارش را برده باشد بار سنگين بسيارى از گناهان را به دوش كشيده است . بنابراين طبيعت عقل ، اقتضا مىكند كه انسان نفس خود را تهذيب كند و دچار انحرافات و گرفتار مسايل مادى نشود و خودش را بالاتر از اين امور بداند . « 1 » بالأخره روزگار سپرى شده و زندگى به آخر مىرسد . از نظر زندگى دنيوى نمىتوان ميان كسانى كه غرق در شهوات و لذّات بوده‌اند و كسانى كه با قناعت و تهذيب نفس زندگى كرده‌اند فرق زيادى قائل شد ؛ اما در پايان زندگى و ماحَصَل عمر ، ميان اين دو گروه هزاران فرسنگ فاصله وجود دارد . « 2 » در حقيقت اين روايت اميرالمؤمنين ( ع ) مؤيّد همان روايت معروف است كه راوى از حضرت امام صادق ( ع ) سوال مىكند كه « عقل » چيست ؟ حضرت مىفرمايد :

--> ( 1 ) . رُوِى أَنَّ النَّبِى عليه و آله السلام : قِيلَ لَهُ مَا الْعَقْلُ ؟ قَالَ : الْعَمَلُ بِطَاعَهءِ اللَّهِ وَ إِنَّ الْعُمَّالَ بِطَاعَهءِ اللَّهِ هُمُ الْعُقَلَاء . ( بحار الأنوار ، ج 1 ، باب 4 ، ص 131 ) از رسول گرامى اسلام ( ص ) پرسيدند : عقل چيست ؟ حضرت فرمود : عمل به طاعت و فرمان خداوند . محقّقاً عمل‌كنندگان به‌طاعت و فرمان خداى متعال همان عقلا و خردمندانند . ( 2 ) . ( أَفَمَن كانَ مُؤْمِنًا كَمَن كانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُن ) . ( سجده : آيه 18 ) با اين حال ، آيا كسانى كه مؤمن‌اند مانند كسانى هستند كه فاسق‌اند ؟ [ نه هرگز اين دو گروه ] مساوى و يكسان نيستند .